46
به بهانه ی نو شدن...
کاش این بهانه دل خاک خرده ی ما را هم نو کند...
سال نو مبارک...
با بهار طلوعی دوباره کن....
به بهانه ی نو شدن...
کاش این بهانه دل خاک خرده ی ما را هم نو کند...
سال نو مبارک...
با بهار طلوعی دوباره کن....
هیچ گاه نمی توان سایه بانی پیدا کرد...!
دنیا را با سادگی هر چه تمام تر می دیدم...
اما امروز ، آن همه سادگی کجا رفته؟ دوست داشتن های یک اندازه کجا رفته؟
ترسم از این است که شاید من هم به آدمٍ بزرگی تبدیل شده ام که برای رهایی از کودکی به او دروغ می گوید
پس همیشه کودک بمان و با کودکی زندگی کن و با کودکی به جایی برو که زمانی از آنجا آمدی...
+ به کودکیت فکر کن!
دیگر زمینش مانند گذشته نمناک نیست،
شاید آسمان دیگر بغضی ندارد تا اشک هایش را بر پهنای این زمین بریزد...
شاید هم رهگذران آنقدر این مسیر را با خنده طی کرده اند که دیگر این پیاده رو ها اشکی را در خود نمی پذیرد...